بي مقدمه بحث اصلي را شروع مي كنيم ، چطور مي شود دنيزل واشنگتن ، رابرت دونيرو ، آنجلينا
جولي ، جوليا رابرتز ، راسل كرو ، برد پيت ، كاترين زتاجونز ، كامرون دياز و يك دوجين فوق ستاره سينماي هاليوود را از تلويزيون ايران نمايش داد و هيچ مشكلي هم ندارد و همگي هم محرم هستند ، اما تار ايراني ، سه تار ايراني ، سنتور و دف و ني و تمبك و اينها را نمي شود نشان داد ؟ يعني سه تار از جوليا رابرتز مشكل دار تر است ؟ يا مثلا اگر كسي تار بزند اين بدتر از نمايش كاراته بازي كامرون دياز است ؟
جمعه شب ... بخش خبري ساعت 21 ... شبكه اول سيما ... مجري اعلام مي كند :
اعلام چهار روز تعطيلي از سوي هيات دولت ، باعث شد تا اوقاق فراغت زيادي براي هموطنان ايجاد شود و وظيفه سنگيني بر دوش صدا وسيما افتاد تا به بهترين نحو ممكن اوقات فراغت هموطنان عزيز را پر كند . در همين راستا پخش فيلم هاي سينمايي به دو برابر زمان هاي عادي رسيد و تعدادي از مشهورترين و جديدترين فيلم هاي سينمايي از شبكه هاي سيما پخش شد . شبكه يك ... روز فلان ... فيلم هاي فلان و فلان ... شبكه دو ... روز فلان ... فيلم هاي فلان و فلان ... و ادامه دارد تا شبكه پنج و شبكه هاي استاني .
منظور مجري محترم از بهترين فليم هاي سينما ، همانا فيلم هاي اكشن و پر از صحنه هاي خشونت باري است كه در بهترين تصوير آن ، تفنگ را بر شقيقه مي گذارند و ماشه را
مي چكانند . تصاوير مملو از زد و خوردهاي وحشيانه و غيرانساني ، كوبيدن سر طرف مقابل در ديوار آن هم به تعداد ده بار تا خرد شدن كامل ! فرو كردن يك ميله بلند آهني در شكم طرف مقابل آن هم تا انتها و
سپس پيچاندن ميله طوري كه كليه اعضاي طرف مقابل به هم جوش بخورد ! كشتن پدر و مادر و خواهر و برادر و همسر و همه كس و كار يك مرد 25 ساله در جلو چشمانش و آن هم با زجركشي و شكنجه پيش از مرگ ! و قص علي هذه ...
واقعا موسيقي ايران مظلوم نيست ؟ آيا بهترين راه پر كردن اوقات فراغت هموطنان عزيزمان نمايش فيلم هاي هاليوودي است ؟ البته نگارنده نه با پخش فيلم مخالف است و نه با هاليوودي بودن فيلم ! بلكه با اين مخالف است كه اوقات فراغت را فقط با فيلم پر كنيم . هر شبكه سيما در روزهاي سه شنبه ( عيدفطر) و چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه روزانه سه فيلم سينمايي كه اكثرا غيرمعناگرا و باز اكثرا اكشن محض بودند پخش كرد . آيا نمي شد ساعاتي را براي موسيقي ايراني درنظر گرفت ؟ آيا بهترين موقع ها همين مواقع نيست ؟ تعطيلي ؟ آيا اين فكر بدي است كه يك برنامه يكساعته در رابطه با موسيقي ايراني از تلويزيون پخش شود ؟ و مثلا در اين برنامه به معرفي سازهاي ايراني ، طريقه نواختن ، معرفي اركان موسيقي ايراني مثل پيش درآمد و رنگ و تصنيف و آواز و چهارمضراب و ... ، پرداخته شود و با اساتيد موسيقي صحبت كنند ، و در نهايت چندين اجراي زنده يا ضبط شده منتها با تصوير خود هنرمند و نه پرنده و آبشار به نمايش در آيد ؟ آيا به اين روش نمي شود اوقات فراغت ملت عزيز را پر كرد ؟ بايد توجه داشت كه كاركرد اصلي موسيقي ، سمعي است و بر مبناي شنيدن است و اگر قرار باشد تلويزيون كه رسانه اي بصري است به موسيقي بپردازد صد در صد وقتي اين كار معني پيدا مي كند كه عناصر بصري موسيقي يعني نوازنده ، خواننده و ساز زدن را نمايش دهد . تلويزيون يك بار اين تجربه را با سهيل محمودي و عليرضا افتخاري چندين سال پيش انجام داد و با استقبال باور نكردني مردم روبرو شد ، اما متاسفانه به جاي اينكه براي اين اشتياق فكري بكند ، سالهاست كه دست از سر افتخاري و سهيل محمودي بر نمي دارد و همه ساله همين دو نفر هستند كه
مي نشينند و كل موسيقي ايران زمين را تجزيه و تحليل مي كنند ! اين هم از آن كارهاي تلويزيون است واقعا ! خوب اگر استقبال شد به خاطر نفس برنامه بود ، نه اشخاصش ، پس چرا نبايد از اين دست برنامه ها با افراد مختلف و شيوه هاي گوناگون تهيه كنيم ؟ آيا اين جفا نيست كه تلويزيون هر گاه مي خواهد موسيقي ايراني پخش كند ، سراج يا مختاباد يا رستميان را مي برد مي نشاند وسط يك سري كوزه شكسته و شمع روشن و خاموش ، يا پاي يك ديوار كاهگي ... و ژاله صادقيان دكلمه را شروع ميكند ( و اين چه تقليد ضعيفي است از برنامه گلهاي راديو ) و سپس آواز شروع مي شود ... آن هم با لب زدن كه فوق العاده خنده دار است ... در حاليكه امروزه به شهادت همگان ، بخش غيرآوازي موسيقي ما رشد بسيار بيشتري نسبت به بخش آوازي داشته است چرا كه اصولا اساتيد قسمت آواز كم تعداد تر و كم كار تر هستند و به خاطر شخصيت آواز ايراني كه مشكلترين بخش اين موسيقي است اساسا كارهاي خوب دير به دير و كمتر انجام مي شود ، و در حاليكه تصنيف هاي بسيار خوبي توسط اساتيد ساخته و پرداخته مي شود و بخش هاي بي كلام موسيقي ايران نيز به مدد برخي گروه هاي فعال و برخي اشخاص مثل كيوان ساكت ، گروه دستان ، گروه كامكارها و ... رشد خوبي داشته است ، ؟ آيا رواست كه تلويزيون چهل و پنج دقيقه سيب سرخ در حوض افتاده نشان ملت دهد و كسي كه آواز مي خواند ؟ آيا اين است موسيقي ما ؟ كه اگر اين است واي بر ما و بر موسيقي مان كه محكوم به نابودي است ... متاسفانه تلويزيون حمايتي اصولي و دلچسب از موسيقي ايران و بخش هاي مردم پسند آن نمي كند ...
2 ) پرده دوم :
از دو شب قبل از عيد فطر ، شبكه دو سيما اقدام به زيرنويس اين مطلب كرد كه :روز عيد سعيد فطر در
ساعت هاي 16 و 20 ، سمفوني صلح اثر مجيد انتظامي پخش خواهد شد . و نگارنده بسيار متعجب ! كه چه شده است و خورشيد از كدامين سو طلوع كرده است كه سيما اقدام به پخش سمفوني خواهد كرد ؟؟؟ البته از همان روز به فكر فرو رفتم كه آيا قرار است گروه اركستر را نمايش دهند ؟ و آيا براي اولين بار ما شاهد يك پخش تلويزيوني از اجراي اركستر سمفونيك خواهيم بود ؟ ... تا روز موعد فرا رسيد ... و چشمان از حدقه در آمده من !!! كه بالاخره فهميدم خير ! هيچ خبري از گروه اركستر و سايرين نيست ،بلكه اين سمفوني نيز به همراه تصاوير تدوين شده گوناگون پخش خواهد شد . شبيه " ياد تو در دل من طوفان به پا مي كنه " بيژن خاوري ! كه همشه مرغابي نشون ميدن روش !!! البته تصاوير تدوين شده و فكر شده بود و در آغاز با تصاويري از تخت جمشيد شروع شد . اما رفته رفته قضيه جالب شد . گويا تدوينگر قصد داشت كه ضمن تصاوير به بيان تاريخ معاصر ايران بپردازد بنا بر اين صحنه هاي انقلاب شروع شد . توپ و تانك و نارنجك و خون و شليك انسان به سمت انسان . مرگ بر شاه مرگ بر شاه ... مرگ بر آمريكا ... تصاويري مملو از خون و دود ... سپس تصاوير جنگ شروع شد ... توپ ... خمپاره ... رزمندگان .... انفجار ... رييس جمهور آمريكا .... صدام ... و مرتبا هم زير نويس مي شد كه سمفوني " صلح " !!! واقعا كه دست مريزاد به اين همه ذوق و سليقه دوستان در صدا وسيما كه اصلا ما نفهميديم آخرش اين سمفوني چي به چي بود ... مضافا اينكه موومان هاي سمفوني جراحي شده بود و يك بخشي در ساعت 4 و يك بخشي در ساعت 8 پخش شد ... و كلا فكر نكنم در مجموع سمفوني صلح به اندازه تيتراژ سريال آخرين گناه توانسته باشد به دل كسي بنشيند ( البته با اين تدوين ماهرانه ! ) ...
3) پرده سوم :
شبكه دو سيما لطف كرده و در اين چندين روز پاياني ماه رمضان و تعطيلات ، كلي كليپ از موسيقي عربي زبان پخش نمود ! ما از خير موسيقي اصيل گذشتيم ... لا اقل اگر نيازي به كليپ تصويري داريد بدهيد محمد اصفهاني يا عصار يا مجيد اخشابي يا علي لهراسبي با خشايار اعتمادي يا احسان خواجه اميري يا قاسم افشار يا امير كريمي و يا صدها استاد موسيقي پاپي كه به شكل قارچ گونه رشد كرده اند بخواند ... و خدا رو شكر از لحاظ كارگرداني و تدوين هم كه چيزي كم نداريم لا اقل موسيقي فارسي زبان پخش كنيد ... بسيار ناخوشايند است كه از تلويزيون جمهوري اسلامي ايران مرتبا كليپ هايي با كلام عربي كه فكر نمي كنم جز اقليتي خاص ، ساير ايرانيان اصلا متوجه شعرهاي خوانده شده بشوند پخش شود . شاهكارهاي صدا وسيما در زمينه موسيقي البته همچنان ادامه دارد و تمام شدني نيست ...