چند شب پيش ، اگر تلويزيون را روشن مي كرديد ، شبكه سوم سيما جشني برپا كرده بود براي تجليل از به اصطلاح هنرمندان خودش . از قضا در لابلاي برنامه هاي اين جشن براي رفع خستگي !!!!!!!!!! و ايجاد تنوع !!!!!!!! قرار بود كه موسيقي هم اجرا شود . چون در بين تصاوير چهره عليرضا افتخاري را ديدم كنجكاو شدم كه بنشينم و برنامه را تماشا كنم . وقتي ديدم كه مجري نام رضا صادقي را خواند كه اولين برنامه موسيقي را اجرا كند به جاي دو تا ، چهار تا شاخ روي سرم رشد كرد ! خدايا ! در اين كشور چه خبر است ؟؟؟ اين رضا صادقي همان است كه از چهار آلبومي كه ضبط كرده است فقط يكي از طرف وزارت ارشاد مجوز گرفته است ؟ اكنون با افتخار و غرور ايشان را به روي صحنه دعوت مي كنند ... ؟؟؟ ما فكر كرديم كه دولت كه عوض شده است گويا قرار است سختگيري هايي شود ، اما انگار فقط در ظاهر اينطور است ... به هر حال رضا صادقي خواند و رفت و نشست ... البته در پرانتز هم بگويم كه ايشان همه طرفداران خود را ضايع نمود . زيرا گويا ايشان هميشه دم از عشق مي زده است و اينكه من بنده عشقم و كسي جز عشق من را مولا نيست و اين حرف ها ! اما روي صحنه كه آمد گفتند كه واي من چه جوري در اين جمع گرانقدر ! بخوانم و لايق نيستم ! و بيچاره و حقير هستم و از اين حرف ها خلاصه ! هنرمند كلمه بي ارزش و بازيچه اي نيست كه به هر كسي بشود اطلاق كرد ، اگر هم به هر بي سر و پايي لقب هنرمند داديد بالاخره روزي ماه از پشت ابر در مي آيد ... بگذريم ... نوبت به عليرضا افتخاري رسيد ... بگذاريد اول برايتان توضيح دهم كه نحوه اجراي برنامه در اين جشن به چه صورت بوده است ... اول اينكه هيچ اركستر و نوازنده اي در كار نيست . بلكه نوار موسيقي پخش مي شود و حضرت خواننده بايد يك لنگه پا روي صحنه بايستند و روي موسيقي كه پخش مي شود ، لب بزنند ... پيش خودم گفتم افتخاري نمي خواند ... ! خدايا ... نكند بيايد و بايستد و به حقيرانه ترين شكلي ، بي هيچ نوازنده و اركستري ، بي هيچ ارج و قربي ، روي صدا لب بزند و برود ... اما آمد ... پاچه خواري هم كرد ... از اينكه انتخايش كرده اند تشكر هم كرد ... و چنان ترانه اي تحويل ملت داد كه عارف نيز تا حالا همچنين چيزي را براي نقش فردين در فيلمفارسي ها نخوانده بود ... دقيقا مانند آلبوم صياد ( آخرين آلبوم ) كه در تنظيم قطعاتش هم سه تار بود هم گيتار الكتريك ! هم درام بود هم ني ! و نوع پرداخت هارموني و ملودي نيز معجوني بود از عربي و افغاني و ايراني و كلاسيك غربي .... و وقتي از استاد سه تارم پرسيدم اين آلبوم آقاي افتخاري در چه مايه و دستگاهي است كه من نفهميدم ، ايشان فرمودند متاسفانه در دستگاه پول و مايه عوامفريبي است ... خلاصه ... و آنچنان افتضاح لب زد كه هميشه يا از صدا جلو بود يا عقب ... و كسي هم دست نزد چون همه يا خواب بودند يا پرتقال و خيار مي خوردند يا با بغل دستي حرف مي زدند ...
پرده دوم : اسپانسر ...
خوشبختانه ماه ها قبل اين امكان برايم فراهم بود كه با خانم يك آقايي چند دقيقه اي گپ بزنم كه آن آقا چندين آلبوم آخر حضرت افتخاري را تهيه و پخش كرده بودند ... شركت بسيار موفقي هستند كه تا كنون آلبوم هاي موسيقي بسيار زيادي از انواع ژانرهاي موسيقي از بي كلام پاپ گرفته تا سنتي به بازار ارائه كرده اند ... پرسيدم شما چرا اينقدر همه كارهاي آخرتان را با افتخاري انجام مي دهيد ؟ جواب ساده بود : چون به طور وحشتناك و غير قابل باوري فروش مي كند ! ... خوب اصلا حرف بدي نبود ، من خوشحال شدم كه خواننده اي از نسل ايراني خوان ها ، كه به هر حال يك كمي فضاي دستگاهي دارد كارهايش اينقدر توانسته به محبوبيت در بين توده مردم دست پيدا كند ... اما آن خانم بسيار گله داشت ... شايد درست نباشد كه من همه اين چيزها را بگويم ... اما وقتي ارقام و اعداد دريافتي حضرت استاد را شنيدم كمي تعجب كردم ... اما باز هم پيش خودم گفتم چه اشكالي دارد ؟ اصلا اين ها كه دليل نمي شود .... گر چه آن خانم در پايان حرف هايش گفت : ما به او حق مي دهيم ... او مي داند كه فعلا صدايش در اوج محبوبيت است ... فعلا مردم از او خوششان مي آيد ... قبلا هم وضع زندگي اش زياد عالي نبوده است ... حالا هم كار بدي نمي كند ... مي خواهد تا در اوج است بار خودش را ببندند ... من باز هم زياد به حرف آن خانم گوش ندادم ... اما وقتي آلبوم هاي آخر ايشان منتشر شد ، واقعا تا چند روز دچار افسردگي بودم ... خدايا هر خري مي فهمد كه اين ترانه فقط و فقط براي فروش خوانده شده اند ، حتي يك درصد هم اثري از دلسوختگي براي عشق و هنر در آن نيست ... اصلا اصالتي در آن نيست كه موسيقي سنتي باشد ... حالا مي فهمم چرا ياد استاد خوانده شد ... من فكر كردم هدف از خواندن ياد استاد ( كه بازخواني ترانه هاي بانو دلكش بود ) زنده كردن تصنيف هاي قديمي بوده است ... اما بايد در افكارم تجديد نظر كنم گويا ...
پرده سوم : حقير مي گويد ...
حيف شد ! عليرضا افتخاري حيف شد ! او خودش دارد تير خلاص را در شقيقه خودش خالي مي كند ! افتخاري در انتخاب مسير اشتباه بزرگي كرد ... دو مسير پيش پاي او بود ... خداوند متعال بسيار به او لطف كرده است . حنجره اي كه افتخاري دارد را كمتر كسي دارد . منظورم البته جنس صداست نه آن چيزي كه مي خواند . صدا واقعا گرم و پرحس و جذاب است . افتخاري تا بدانجا رفت كه استاد شجريان بگويد اگر من صدايم به شكل آقاي افتخاري بود ، آواز را به پرنده هاي آسمان نشان مي دادم ... افتخاري دو انتخاب ( يا شايد بيشتر ) داشت ... اول موسيقي هنري ، يعني همان كاري كه حسام الدين سراج مي كند ، كاري كه شهرام ناظري مي كند ، كاري كه به بهترين و كاملترين شكل استاد محمدرضا شجريان انجام مي دهد ... موسيقي كه بر گنجينه موسيقايي اين كشور چيزي بيفزايد ... والبته اگر درست فكر مي كرد در اين راه پول هم هست ... سراج است چند سال است خواننده است ؟ از همين راه زندگي اش هم مي گذرد بالاخره ... آقاي ناظري كه به سالن اسكار هم راه پيدا كردند ... استاد شجريان هم كه معرف عام و خاص هستند !!! و گزينه دوم كه متاسفانه افتخاري گويا همان را انتخاب كرده است ، موسيقي ترانه ... موسيقي ريتم ... چيزي شبيه تصنيف ... موسيقي كه دوران اوجش را با ترانه هاي بيژن ترقي و معيني كرمانشاهي به خود ديد ... موسيقي كه در بهترين حالت ، غنا و مفاهيم ترانه هايش به پاي شعر كوچكي از فريدون مشيري نيز نمي رسد ... موسيقي كه پيشترها مرحوم هايده آن را به شدت پيگيري كرد ... و مرضيه و دلكش نيز آن را بر آوازخواني ترجيح مي دادند ... موسيقي كه گلپايگاني و ايرج همواره نيم نگاهي جدي به آن داشته اند ... افتخاري همين را انتخاب كرد ... افتخاري شايد خودش نداند اما در جمع هاي خصوصي و محافل ادبي و هنري ، پيران موسيقي در دل آرزوي ديدن تاج اصفهاني دوم را با ذكر نام افتخاري زنده مي كردند ... اما ... حيف شد ... افتخاري نيز مثل خيلي از خواننده هايي كه در قديم خواننده هاي خوبي بودند يا مي شدند اما راه كاباره و كافه و جمع هاي خصوصي و مي و معشوق را برگزيدند و قدر استعداد خود را ندانستند ، قدر استعداد خود را نمي داند و گويا نخواهد دانست ... رجايي در اويل انقلاب گفته بود اگر كسي فكر كند استعدادي دارد ، مثلا مي تواند معلم شود ، اما نيايد تدريس كند ، اين به كشورش خيانت كرده است ... من همين فكر را درباره موسيقي دارم ... اما فكر مي كنم به كار بردن واژه خيانت در اين مورد كمي زود است ... شايد افتخاري مي خواهد چند وقت ديگر همه ما را غافلگير كند ... شايد ... كاش همينطور باشد !
پي نوشت :
1) قصد من توهين و تحقير و تخفيف جناب آقاي عليرضا افتخاري نبوده و نيست . نظرم را گفتم و سعي كردم ضمن بيان نظراتم از كلمات نامناسب و سخيف استفاده نكنم . شما دوست عزيز هم آزادانه نظر خود را مي توانيد بيان كنيد .
2 ) كليه مطالبي كه در بالا خوانديد نظرات شخصي بنده هستند . شما مي توانيد و حق داريد كه با اين نوشته ها مخالف يا موافق باشيد . به هر حال نظر شما ارزشمند است ، اما كاش نظرات خود ائم از موافق يا مخالف را بنويسيد تا شايد من گيج و ويج بفهمم كه ديگر جوانان اهل موسيقي چگونه فكر مي كنند ...
3) سمت چپ صفحه ، يك فرم نظرسنجي هست ... با صرف كمتر از 30 ثانيه زمان مي توانيد نظر خود را ثبت كنيد ... گزينه مورد نظر را انتخاب كرده و كليك كنيد همين ( اگر فرم ديده نمي شود صفحه را Refresh كنيد و البته ... صبور باشيد تا لود شود ! )
زياده عرضي نيست ! /