
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیــداد ظــالـــمـــان شــــما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به ناکسان شما رسید
نوبــــت ز نــاکــــسان شمـــا نیز بــگـــــذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هـــــم بر پـیادگان شـــما نــیز بگــذرد
سیف فرغانی
مي گوييد چه كنم ؟ مي دانم مي دانم ... بايد وبلاگ را به روز كرد . پيشنهاداتي هم داده ايد كه ، راستش واقعا جالب هستند .
ترانه بنويسم ؟ تصنيف به همراه نت ؟ در مورد آثار جديد در حوزه موسيقي ايراني بنويسم ؟ در مورد هنرمندان ؟ مي دانم ...
شما به اينجا نيامده ايد كه اين حرف ها را بخوانيد ...
اما باور كنيد ، به اين راحتي دستم نمي رود كه از موسيقي بنويسم . مگر اينكه آن موسيقي ، موسيقي مرگ باشد . گويا فعلا بهترين موسيقي است كه در جهان توسط بهترين نوازندگان در حال نواختن است . موسيقي مرگ ... نه مرگ انسان ، كه مرگ انسانيت . مرگ انسان بودن !
ببخشيد كه سرتان را دردآوردم . يادمان باشد ، اكنون كه پشت كامپيوتر خود نشسته ايم ، به مانيتور هفده اينچ فلترون خود مي نازيم ، از سرعت اتصال اينترنت خود كيفور هستيم ، و داريم خودمان را مي كشيم كه مبادا دوستاني كه در ياهو مسنجر جمع كرده ايم از دستمان ناراحت نشوند ... اكنون كه در روياي شيرينمان به اين فكر مي كنيم كه كدامين رنگ به رنگ پوستمان بيشتر مي خورد ... و شلوار كوتاهش شيك تر است يا بلندش ... درست همين الان كه تلفن مي زني تا پيتزا بياورند دم در منزل ... و درست همين حالا كه به موهايت دست كشيدي و تصميم گرفتي فردا آلماني كوتاهشان كني ... درست همين حالا كه در دلت به خدا ، و پدر و مادرت فحش و بد و بيراه گفتي ... كمي آنسو تر ، كمي ... انسان هايي هستند كه جاي اشك خون گريه مي كنند ... بياييد بي اينكه به درستي و غلطي ماجرا فكر كنيم ، بي اينكه فكر كنيم حق آنها هست يا نيست ، بي اينكه بخواهيم مثل سياستمداران سينه را جلو بدهيم و از ديدن ميكروفن و دوربين كاملا دست و پاي خود را گم كنيم و داد سخن بدهيم ، انصاف بدهيم ، كه مرگ يك كودك ، يك انسان كوچك كه هنوز معني مادر و پدر را هم نمي فهمد ، چه رسد به بدي و گناه ، واقعا غصه دارد ... بي اينكه فكر كنيم فيلسوفان سياست و دنياشناسان دانشگاه رفته در اين مورد چه مي گويند ...
اين مطلب زياد روي صفحه نمي ماند ، به زودي دوباره شما را به جهان موسيقي خواهم برد .
پايان !
