بدون شرح اضافی از طرف وبلاگ دل آواز :
آخرينبار، كاخ چهلستون، 14 سال پيش ميزباني صداي خوش شجريان را كرده بود.
ساز و آواز و قطعهي "آنكه آورد مرا، باز برد تا وطنم" مولوي با تكنوازي تنبور و ني همراه شد و با همنوايي تنبور، تار و دف، شجريان نغمه "سرو چمان" را سر داد و خواند:
سرو چمان من چرا ميل چمن نميکند
همدم گل نميشود ياد سمن نميکند
با زخمهي كمانچه و صداي پسر، بار ديگر سالن مملو از جمعيت را به سكوت وا داشت و باز تار و تنبور درهم آميختند تا قطعهي
دردى است در اين دل كه هويدا نتوان كرد
سرى است در اين سينه كه پيدا نتوان كرد
...
سالن اجرا سولهاي بود كه به لحاظ آكوسيستكي براي اجراي هيچ برنامه هنري طراحي شده بود .
نور سالن هم به دليل نبود خطوط نور و پروژكتورهايي كه براي اين شش شب بهصورت موقت نصب شده بودند، نوري سخت بود.
با نواختن شدن زنگهاي ساعت 22، بارديگر مخاطبان كنسرت و پس از 30 دقيقه تنفس، به محل اجرا بازگشتند تا هفت قطعهي بعدي گروه را بشنوند.
قطعه ديدار، ساختهي سعيد فرجپوري آغازگر بخش دوم برنامه بود و بعد از آن بداههخواني بر قطعه ديدار و پنج ضربي در جهاز ادامهدهنده برنامه بود .
ساقيا به پايان رسيد گروه تا بار ديگر از سكوهاي خود برخاستند و صداي تشويق و فريادهاي همچنان تمناي مرغ سحر را داشت ...