استاد محمدرضا شجریان ، که گویا در حال حاضر در خارج از ایران به سر می برند ، در پی درگذشت استاد علی تجویدی ، پیامی فرستادند... متن پیام را بخوانید :

با اندوه بسيار خبر شدم كه استاد علي تجويدي آهنگساز برجسته از ميان ما رفت. نسلي كه به پشتكار و عشق بناي فرهنگ و هنر ايران زمين را رفعت و شكوه بخشيدند، يكايك از دست ميروند. اما به استواري فرهنگي كه چونان حافظ و مولانا و فردوسي را در خود پرورانده باور عميق دارم . موسيقي اين خطه از فراز و فرود روزگاراني پر بلا گذشته و هيچگاه از تپش و شور و زايندگي باز نمانده تا اكنون كه ما را رسيده است. شادروان استاد علي تجويدي اين گوهر دردانه را ارج نهاد و در ماندگاري و كمال آن كوششي ارجمند و سترگ داشت. ذوق آهنگسازي او اصالت را با نياز و زبان مردم درآميخت چنان كه نغمههايش بر سر زبانها افتاد و در پي سالها كه از آفرينش آنها ميگذرد، هنوز نيز در خلوت و تنهايي خويش زمزمه ميكنند. دريغا كه هنرمندي اينگونه عاشق سالياني را منزوي شد. جز دريغ و حسرت و اندوه در از دست رفتن او چه ميتوانم گفت . كاش اكنون براي وداع آخرين او در جمع مردم بودم . من نيز به عنوان عضوي از جامعه فرهنگي ايران درگذشت اين هنرمند ارجمند را به جامعه فرهنگي و مردم ايران تسليت ميگويم.


***
استاد شجریان به نظر من ، مثل همیشه ، با اختصار کامل ، مفاهیم بسیار بلندی را ارائه کردند ... از دست رفتن چهره های نامی ... استواری فرهنگ حافظ و مولانا ... و نکته ای کلیدی در کارنامه مرحوم تجویدی یعنی در آمیختن ذوق و دانش و اصالت با نیاز مردم به گونه ای که موسیقی در زبان مردم جاری شود ...
استاد شجریان عزیز ... از تو ممنون که مثل همیشه با لحن تسکین دهنده و امیدوار کننده ات ، تحمل ضایعه سفر تجویدی و نبود او در میان ما را آسانتر کردی ... مثل آن موقع ها که با پیامی چند سطری ، تحمل فاجعه بم را آسان کردی ... مثل همان موقع که غمگین از دست رفتن ارگ بم بودیم و تو گفتی که : جان هر انسان که از دست رفت صد ها برابر ارگ ارزش داشت ... و من آرام شدم ...
استاد ... ممنونم /

استاد گفتيد كه : دريغا كه هنرمندي اينگونه عاشق ... براي ساليان منزوي شد ... استاد ، چرا دريغ ؟ بپرسيد ... بپرسيد چرا هنرمندي اينگونه عاشق ساليان سال منزوي شد ...