شرف و قيمت و قدر تو ، به فضل و هنرست
نه به ديـدار و به ديـنار و بـه سـود و به زيـان
هر بزرگي كه به فضل و به هنر گشت بزرگ
نـشود خــرد به بد گــفتن بهــمان و فـــــلان
گـر چه بــسيار بماند به نـيام انـدر ، تــيــغ
نــشـود كـنـد و نـگــردد هـنــر تـيـغ نــهـــان
این ویژه نامه که به مناسبت سالروز میلاد استاد شجریان توسط وبلاگ دل آواز تهیه شده است ، شامل این مطالب است :
* زندگی نامه و سالشمار زندگی و کارنامه آثار استاد شجریان
* کلیپ تصویری تصنیف " بزن آن زخمه " و " مرغ سحر " از دوربین اصلی کنسرت ۱۳۸۴ استاد شجریان که تا کنون توسط صدها نفر دانلود شده است .
* کتاب شناسی استاد شجریان
* تصنیف بی همزبان به همراه نت تصنیف
* تصاویر و پوسترهای زیبا از استاد شجریان
* نقد و نظر دیگران در مورد استاد شجریان
و مطالب خواندنی دیگر ... بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
" استقامت كردن كار آساني نيست . نا اميدي مثل مورانه روح مرا مي خورد ولي در ظاهر روي پاهايم ايستاده ام ، گاهي مي خندم و گاهي گريه مي كنم . اما حقيقت اين است كه خسته هستم ، مي خواهم فرار كنم بروم گم بشوم . با اين اعصاب مريض نمي دانم سرانجامم چه مي شود ...
من هيچ موضوعي را بزرگ نمي كنم ، حتي از گفتن بسياري از ناراحتي هايم خودداري مي كنم تا اطرافيانم خيال نكنند من ادا در مي آورم ... دلم مي خواست يك نفر بود كه با اطمينان سرم را روي سينه اش مي گذاشتم و زار زار گريه مي كردم ... "
فروغ فرخزاد
به نقل از " اولين تپش هاي عاشقانه قلبم ، نامه هاي فروغ به همسرش پرويز شاپور ، به كوشش عمران صلاحي و كاميار شاپور
همه به خوبي " غم " را مي شناسيم . غصه را تجربه كرده ايم . اندوه خرده ايم . و حسرت را در اعماق قلبمان يافته ايم . " غم " ، همراه هميشگي انسان بوده است . در همه اعصار و قرون ، انسان ها به فراخور امكانات و دارايي هاشان ، دست به مقايسه داشته ها و نداشته ها زده اند و حسرت خورده اند . غصه ها هميشه در زندگي انسان وجود داشته اند و شگفتا كه تلخي غصه بسي جانسوز تر از خنكاي شادي است . داغي كه يه " غم " بر دل ما مي گذارد ، معمولا عميق تر از نوازشي است كه يك شادي براي ما به ارمغان مي آورد ...
سوال اما اينجاست ... آيا موسيقي ما غمگين است ؟؟؟ منصف باشيم و واقع بين ، نمي توان گفت كه
شاد است . البته نمي توان تمام بخش هاي آن را نيز با چوب " غم " زد ، اما آيا شما با من هم عقيده ايد كه حداقل در آوازهاي موسيقي ايراني ، " غم " يك ركن هميشگي و اساسي است . آيا اين " غم " صرفا به خاطر تاريخ طولاني و پيشينه ريشه دار اين موسيقي است و اينكه تاريخ ايران تاريخي غمگين بوده است ؟ و يا ما مردمي هستيم كه غم هامان بيشتر از ساير مردم دنياست ؟
مگر نه اين است كه فلان تكنواز تار ، سرش را در گوش سازش فرو مي كند و با او نجواها دارد ... و اغلب زمزمه هايش غمگين است . اصلا مگر نه اين است كه تكنوازي ما نغمه هاي حزين را يادآور مي شود ؟
چرا استاد محمدرضا شجريان ، " غم " را هميشه در آوازهايش دارد . در " بيداد " ناله مي كند كه : مهربانان را چه شد ؟ مهرباني كي سرآمد ؟ در "پيام نسيم " مي گويد : دلبر برفت و دلشدگان را خبر نكرد ... به راستي غمي جانسوز است كه دلبر بدون اينكه دلشدگانش را خبري بدهد از پيش آنان برود . در " دل مجنون " زمزمه اش اين است كه : سينه خواهم شرحه شرحه از فراق . حتي در " دلشدگان " خبري از دلشده خندان و شادان نيست ، چرا كه مي گويد : مرگ را دانم ، ولي تا پيش دوست ، راه اگر نزديك تر داري بگو . در " خلوت گزيده " به راستي سخن از زبان انساني اندوهگين است : خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است ؟ و مگر جز اين است كه "ياد ايام " تراژدي اي سراسر غم است ؟ : ياد ايامي كه در گلشن فغاني داشتم ... در ميان لاله و گل آشياني داشتم . در " گنبد مينا " شكوه مي كند كه : ديدي اي دل كه دگر بار غم عشق چه كرد ؟ در " بوي باران " كه بايد سراسر بوي نوروز باشد ، اينطور اندوهناك است كه : رو سر بنه به بالين ، تنها مرا رها كن ... ترك من خراب شبگرد مبتلا كن . اين چه "پيوند مهر"ي است كه در آن مي شنويم : خفته خبر ندارد سر در كنار جانان ، كين شب دراز باشد در چشم پاسبانان . " زمستان " نيز مانند " يادايام " تابلويي مجسم از غم انساني است : درختان اسكت هايي بلورآجين . هوا بس ناجوانمردانه سرد است . و : منم من ، سنگ تيپا خورده ... منم من ، دشنام پست آفرينش .
و در نهايت به نظر مي رسد تمام اين بغض ها و آه ها و اشك ها ، در " فرياد " خود را رها مي كنند و همگي صدا مي شوند و بغض جايش را به اشك مي دهد كه : مي خواهم فرياد بلندي بكشم ، كه صدايم به شما هم برسد ... و بعدتر : خانه ام آتش گرفته است آتشي جانسوز ... و چه غم انگيز تر از اين صحنه : دشمنانم موذيانه خنده هاي فتحشان بر لب !
نمي دانم اين احساس من است يا شما هم اين " غم " را در زواياي پنهان آواي شجريان پيدا مي كنيد ... چرا صدايش غمگين ، حتي نگاهش غمگين ، شعرش غمگين و فريادش جانسوز است ؟ يادمان باشد ، آنچه مردم هميشه از او خواسته اند اين است : مرغ سحر ناله سركن ، داغ مرا تازه تر كن ... اين عين "غم" است . چرا ؟
باز هم يادمان باشد كه اوج هنر شاعران توانايي كه مي شناسيم ، در ترسيم لحظات غمگين و سرشار از اندوه است ، تا آنجا كه گاهي چنان سوزنده و طاقت فرسا " غم " را شرح داده اند كه گريزي از اشك نيست ... مثلا ببينيد هوشنگ ابتهاج چه مي گويد :
من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است ،
آسماني به سرم نيست ،
از بهاران خبرم نيست .
آنچه مي بينم ديوار است .
آه ، اين سخت سياه
آنچنان نزديك است
كه چو بر مي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي ماند ....
(شعر معروف اغوان ، از كتاب "هنرگام زمان " )
پي نوشت 1:
در اين نوشتار نگاه من به موسيقي ايراني صرفا به كارنامه استاد محمدرضا شجريان بوده است ، چرا كه
ايشان را سمبلي مناسب و علمداري به جا براي اين موسيقي مي دانم . يادمان باشد كه هر موسيقي و از جمله موسيقي ايراني ، تقسيم بندي هايي دارد . موسيقي هنري ، كلاسيك ، عامه پسند ، همه فهم و ... . آن بخش از موسيقي ايران كه من به آن علاقه دارم ، بخشي است كه استاد شجريان نماينده آن است . وگرنه اساتيد ديگري در زمينه موسيقي ايراني هستند كه الزاما پرچم دار آوازهاي كلاسيك و هنري نيستند . بلكه گاهي ترانه هايي خوش و خرم را نيز آواز مي كنند .
پي نوشت 2 :
من در اين نوشتار نخواسته ام " غم " موجود در موسيقي ايران و آواز شجريان را نفي كنم و از آن بد بگويم ... اصولا بخش زيادي از لذتي كه از اين آوازملكوتي مي برم به خاطر سوز نهاني است كه در آواي استاد مي يابم . هدف من صرفا گپي دوستانه بود ، و آگاه شدن از نظر دوستان در اين زمينه .
اختتاميه :
پشت شيشه برف مي بارد
پشت شيشه برف مي بارد
در سكوت سينه ام ، دستي
دانه اندوه مي كارد ...
چون نهالي سست مي لرزد
روحم از سرماي تنهايي
مي خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنياي تنهايي
ديگرم گرمي نمي بخشي
عشق ، اي خورشيد يخ بسته
سينه ام صحراي نوميديست
خسته ام ، از عشق هم خسته !
( اندوه تنهايي ، فروغ فرخزاد )
آنچه كه امروزه از كلمه دستگاه در ذهن ما تداعي ميشود ، ميتواند يك سيستم ، ساختمان يا هر وسيله ي ديگري باشد . يك نگاه سطحي ميتواند از همين معنا براي دستگاه هاي موسيقي نيز استفاه كند .
اما با صرف نظر از معناي عام و با تجزيه واژه دستگاه ، به نتايج بهتري مي رسيم .
دست + گاه
دستگاه يعني محل و طرز قرار گرفتن انگشت هاي دست نوازنده روي دسته ساز در "گاه"، موقع يا در نوبتي معين. شايد واژه پوزيسيون در سازهاي زهي نيز ، همين معنا را برساند .
شاهد و ايست
در ساده ترين تعريف ، نوت شاهد ، اساسي ترين نوت در يك گوشه است كه بيش از ساير صداها در جمله ي موسيقي شنيده ميشود و نوت هاي ديگر ، پيرامون آن گردش ميكنند . (مترادف تونيك در موسيقي غربي)
ايست نيز نوتي است كه قطعه روي آن متوقف ميشود كه گاهي اوقات با نت شاهد يكي است .
رابطه ي دستگاه شور با چهار مقام منتسب به آن
ميدانيم كه كوك دستگاه شور با ابوعطا ، بيات ترك ، افشاري و دشتي فرقي نميكند . پس چه چيزي باعث ميشود كه افشاري را از ابوعطا تشخيص دهيم ؟ چه سبب ميشود كه ترك ، نغمه ي وصال باشد و دشتي ، آهنگ هجران ؟
به يقين ، مهمترين دليل ، نوت شاهد مقام هاست . ارتباط درجات گام شور با شاهدهاي اين چهار مقام را به اين شكل ميشود تعريف كرد :
درجه اول گام شور ......... نوت شاهد ... شور
درجه دوم گام شور ........ نوت شاهد ... ابوعطا
درجه سوم گام شور ...... نوت شاهد ... ترك
درجه چهارم گام شور ..... نوت شاهد ... افشاري
درجه پنجم گام شور ......نوت شاهد ... دشتي
اين رابطه را با يك مثال ساده ، روشنتر ميكنيم . اگر شور "لا" بنوازيم ، ترتيب شاهد ها بدين صورت است .
سه گاه ، چهارگاه ، پنجگاه
تركيب واژه "گاه" با سه عدد ، كه حق تقدم يكي را نسبت به ديگري نشان ميدهد ، ما را به اين فكر واميدارد كه اين اعداد چه ترتيب منطقي را دنبال ميكنند و ديگر اينكه ، در اين ترتيب يگاه و دوگاه كجا هستند ؟
در بررسي اين موضوع "گوشه دوگاه" در بيات ترك را به ياد ميآوريم .
روش ملودي و حالات و جمله بندي گوشه دوگاه در بيات ترك بسيار نزديك به درآمد شور ميباشد . البته هنگام فرود در دوگاه بر روي شاهد ترك فرود مي آييم .
درين صورت دادن نام دوگاه به شور ، حدس خارق العاده اي نيست .در روابط منطقي فقط اين شور است كه ميتواند جاي خالي دوگاه را پر كند .
دوگاه يا شور
تصور ميشود نامهاي تكنيكي دوگاه ، سه گاه و چهارگاه ، براي اشاره به محل قرار گرفتن آن دستگاه روي پرده هاي ساز با سهل ترين روش انگشت گذاري باشد .
در نواختن شور "لا" با سازي چون تار يا سه تار ، سيم دوم را "سل"كوك ميكنيم . آن وقت در نواختن شور روي سيم سل ، شاهد شور (نت لا) روي نت دوم سيم سل قرار خواهد گرفت (به اصطلاح موزيسين هاي غربي : پوزسيون . پس ما شور را روي پزيسيون دوم سيم سل مينوازيم)
با اين تعريف ، سه گاه روي پزيسيون سوم سيم سل قرار ميگيرد و چهارگاه هم روي پزيسيون چهارم سيم سل(يعني نت "دو".البته با اين توضيح كه نواختن چهارگاه "دو"مانند شور "لا"بسيار متداول بوده است).
يگاه و جاي خالي آن
چه دستگاهي ميتواند جاي خالي يگاه را پر كند ؟ دستگاهي كه بتوان آنرا پايه بقيه ي دستگاه هايمان به حساب بياوريم .
از نامهاي سه گاه و چهارگاه و راست پنجگاه ، ميتوان فهميد كه اين دستگاهها شخصيت مستقلي دارند . شور را نيز دوگاه ناميده ايم . ميماند : ماهور ، نوا ، همايون و اصفهان .
نوا را به علت هم كوك بودن با شور ، معمولا جزو شور به حساب مي آورند .
در مورد همايون هم هيچ ترديدي نبايد به خودمان راه بدهيم . با وجود غني بودن اين دستگاه و قابليت بسط و گسترش آن ، به عللي نميتواند زيربناي دستگاه هاي ديگر باشد . زيرا اولاٌ از نظر نوع موسيقي داراي بيان و حالاتي است كه نميتواند نقطه ي شروع باشد . ثانيا از نظر موسيقيايي داراي فواصل و گامي است كه نميتواند در خور دستگاهي مانند يگاه باشد (دستگاهي كه زيربناي بقيه دستگاه هاست)
اگر اصفهان را نيز از شعبه هاي دستگاه همايون حساب كنيم ، فقط يك دستگاه ، براي مترادف كردن با يگاه باقي ميماند .
همانا ، ماهور همان يگاه است .
ماهور يا يگاه
ماهور مانند گام ماژور غربي ، كه اساسي ترين گام موسيقي كلاسيك شناخته ميشود ، ميتواند زيربناي گام هاي موسيقي ما نيز باشد . آنچه كه ما را بيش از هر دليل ديگري بر "يگاه دانستن ماهور" پابرجا نگاه ميدارد ، ارتباط آن با دستگاه شور به عنوان دوگاه و ماهور به عنوان يگاه است . بدين صورت كه اگر شور "لا" را دوگاه ، فرض كنيم ، ماهور "سل"بر منصب يگاه خواهد نشست .
نويسنده اين مطلب : كاوه
ارتباط با نويسنده : kaveh3057@yahoo.com
تصویر زیر ، استادمحمدرضا شجریان و گروه همراه را در کنسرتی در کلیسایی در لندن نشان می دهد :

اين تصوير ، با اندازه اي بزرگ و كيفيتي بسيار خوب ، و البته حجم بالاتر ، از اينجا قابل دريافت است . باز هم با تشكر از كاوه عزيز بابت عكس !
استاد محمدرضا شجريان در آلبوم " دل مجنون " اينگونه مي خواند :
اي پيك پي خجسته كه داري نشان دوست
با ما مگو به جز از سخن دل نشان دوســت
حال از زبان دوست شنيدن ، خوش بود
يا از زبان آنكه شنيد از زبان دوسـت
من هم از خواننده خوب وبلاگ ، كه لطف كردند و امضاي استاد محمدرضا شجريان را كه شخصا از ايشان گرفته اند براي من ايميل كردند ممنونم . ممنون كه داشته ات را با ما تقسيم كردي !

با آرزوی سلامتی و شادکامی و سرفرازی ، مهربان گرامی خانم .... و با سپاس
محمدرضا شجریان ۲۲/۵/۱۳۸۵
برای تصویر بزرگتر کلیک کنید
اين بار چند سايت و وبلاگ كه در زمينه موسيقي ملي ايران مطالبي مفيد و ارزشمند منتشر مي كنند را معرفي نموده ، و در پايان نيز توجه دوستان را به چند نكته پيرامون وبلاگ جلب مي كنم :
*** توجه :
می توانید روی اسم هر سایت با وبلاگ کلیک کنید و به آنجا بروید .
راديو گلها نام سايتي به نشاني http://www.RadioGolha.com است كه تلاش مي كند تا به معرفي هرچه بيشتر برنامه هاي مربوط به موسيقي در راديوي سال هاي پيش ، مثال گلها ، گلهاي جاويدان ، گلهاي تازه و ... بپردازد . اما نكته جالب و سودمند اين سايت اين است كه راديو هم هست !!! و برنامه گلها را پخش مي كند . تنها فرقي كه با راديوي واقعي دارد اين است كه اولا اين راديو هيچ برنامه اي غير از گلها ندارد ! و ثانيا اينكه زمان پخش آن دست خود شماست و در هر ساعتي كه اراده كنيد و به اين سايت سري بزنيد مي توانيد به برنامه زيباي گلها گوش دهيد.
براي شنيدن راديو گلها بايد حتما نرم افزار Windows Media Player را داشته باشيد .
ابتدا وارد سايت راديو گلها شويد . در وسط صفحه با اين عبارت مواجه هستيد : " براي گوش كردن راديو اينجا را كليك كنيد . " . با كليك بر روي اين عبارت Media Player باز مي شود . سپس شما بايد دقايقي صبر كنيد تا مديا پلير ارتباط خود را با اين سايت برقرار كرده و فايل ها بارگذاري شوند كه اين كار معمولا كمتر از يك دقيقه طول مي كشد . سپس برنامه گل ها پخش مي گردد و شما مي توانيد شنونده آن باشيد . خوبي اين سايت اين است كه با كمك آن مي توان از اين به بعد ضمن كار كردن با اينترنت ، موسيقي ايراني هم گوش داد . كافي است در ابتداي اتصال سري به راديو گلها بزنيد .
تنها اشكالي كه به ذهن من رسيد اين بود كه متاسفانه اين سايت در حال حاضر ، برنامه گلهايي كه پخش مي شود را معرفي نمي كند و هيچ قسمتي نيز براي معرفي برنامه در حال پخش طراحي نشده است . بنا بر اين خودتان بايد خواننده و نوازنده ها و آهنگسازان و ... را حدس بزنيد . نكته ديگري نيز به ذهن مي رسد و آن اينكه آيا مسئولان اين سايت تصميم دارند برنامه هاي گل ها را به ترتيب پخش كنند يا خير ؟ زيرا رعايت اصول و اخلاق در پخش همگاني اين برنامه مهم است و خداي نكرده گلچين كردن برنامه هاي يك هنرمند خاص و پخش نكردن آثار هنرمند ديگر پسنديده نيست .
به هر روي به نمايندگي از شنوندگان موسيقي اصيل ايراني از دست اندركار يا دست اندركاران اين سايت سپاس گزاري مي كنم و اميدوارم به زودي شاهد پيشرفت هاي بيشتر اين راديو ! باشيم .
( و خداي نكرده مثل ساير سايت هاي موسيقي رفيق نيمه راه نباشند و به اين زودي ها تعطيل نشوند ! )
توضيحي در مورد سيستم لينك هاي وبلاگ دل آواز :
الف ) كساني كه مايلند لينك داشته باشند :
همانطور كه مي بينيد لينك هاي اين وبلاگ در چهار گروه (سايت هاي خبري و تحليلي موسيقي - هنرمندان - وبلاگ موسيقي - وبلاگ غير موسيقي ) طبقه بندي مي شوند . اگر به ستون سمت راست وبلاگ و بخش لينك ها نگاه كنيد مي بينيد كه هر كدام از اين چهار طبقه بندي ، در انتها داراي يك عبارت هستند كه بيان مي كند : " لينك خود را اضافه كنيد " .
دوستاني كه مايل به تبادل لينك با وبلاگ دل آواز هستند ، تنها كاري كه بايد بكنند اين است كه پس از اينكه لينك وبلاگ دل آواز را در وبلاگ خود قرار مي دهند ، به اين وبلاگ مراجعه كنند و در يكي از اين چهار نوع لينك ( كه در مورد وبلاگ نويسان معمولا يا وبلاگ هاي موسيقي است يا وبلاگ هاي غير موسيقي ) بر روي " لينك خود را اضافه كنيد " كليك كرده ، اطلاعات لازم را پر كنيد و تاييد كنيد . حداكثر ظرف يك هفته درخواست شما را بررسي مي كنم و در صورتيكه شما در كار وبلاگ از يك حداقل جديت لازم برخوردار بوده باشيد و مدتي نيز از كار شما گذشته باشد و البته لينك دل آواز را هم قرار داده باشيد ، در خواست شما تاييد مي شود . متاسفانه برخي دوستاني كه تقاضاي لينك مي كنند تازه وبلاگ را ثبت كرده اند . يعني هيچ مطلبي هنوز در وبلاگشان نيست !!! فقط يك اسم است ويك صفحه خالي !!! خوب لينك اين وبلاگ به چه درد بينندكان مي خورد !!!؟؟؟ و برخي دوستان كه من لينك آنها را گذاشته ام متاسفانه هنوز كه هنوز است هيچ لينكي به دل آواز نداده اند . با عرض تاسف لينك اين دوستان به مرور حذف خواهد شد .
ب)كساني كه هم اكنون لينك دارند :
شما دوستان عزيزي كه لينك وبلاگتان هم اكنون در دل آواز هست ، توجه كنيد كه ترتيب چيده شدن لينك ها در اين وبلاگ بر اساس زماني است كه از به روز كردن وبلاگ شما مي گذرد .
يعني هر وبلاگي كه به روز مي كند و مطلب جديد مي زند ، نامش در رديف بالاتري نسبت به سايرين قرار مي گيرد و همانطور كه ديده ايد يك علامت * نيز در ابتدا و انتهاي نام وبلاگش ظاهر مي شود . اما شما دوست خوب وبلاگ نويس بايد سيستم لينك را از به روز رساندن وبلاگ خودتان مطلع كنيد تا اين سيستم نام شما را بالاتر از بقيه قرار دهد . لذا هر گاه وبلاگتان را به روز كرديد ،به دل آواز مراجعه كنيد ، در ستون سمت چپ وبلاگ ، در پايين ترين قسمت ، نوشته است " به روز رساني وبلاگ يا سايت خود را اطلاع دهيد " ... بر روي اين گزينه كليك كنيد و اطلاعات وبلاگتان را وارد كرده تاييد نماييد تا لينك شما بالاتر از بقيه قرار گيرد .
خيلي پيش تر از اين ، مطلبي در مورد عليرضا افتخاري و راه ناصوابي كه در پيش گرفته است
نوشته بودم ، و داد و فغان دوستداران افتخاري چنان به هوا رفت ، و متاسفانه كسي گوش به جوهره و جان كلام من نداد ، كه قصد كردم ديگر راجع به افتخاري چيزي ننويسم .
اما آلبوم جديد ايشان به نام " آواي عشق " كه به تازگي از سوي انتشارات سروش روانه بازار موسيقي ملي ايران شد ، نه من را ، كه خيلي از عاشقان تعالي موسيقي اين آب و خاك را بر آن داشت كه قلم برگيرند .
قبل از هر چيز ، مايلم اين نكته را توضيح دهم كه چرا اصولا اين همه انتقاد و شكايت راجع به عليرضا افتخاري مي نويسيم ؟ در پاسخ شايد بايد همان تك بيت معروف را تكرار كنم كه : اگر با من نبودش هيچ ميلي / چرا ظرف مرا بشكسته ليلي ؟ ... حقيقت اين است كه جناب افتخاري داراي استعداد خدادادي عظيم و صدايي گرم و حنجره اي توانا در اجراي حالات مختلف موسيقي ايراني هستند ، و صد البته قدرت و تكنيك و درك اجراهاي حرفه اي و با سطح هنري بالا را نيز به شهادت بسياري از آثار قديمي شان دارند ، اما رويه اي كه چندين و چند سال است ايشان برگزيده اند واقعا جاي تاسف و افسوس است . زود قضاوت نكنيد ! اگر خواننده اي ، كه قدرت چنداني نداشت ، و صداي گيرايي نداشت آنها گرفته ام .
برای مطالعه کامل ، روی ادامه مطلب کلیک کنید .