استاد محمدرضا شجريان مي گويد :

متاسفانه حسادت ها و رقابت هاي جامعه هنري ، مهم ترين مانع رشد هنر در ايران است . رقابت هاي ناسالمي كه وجود دارد ، خيلي لطمه وارد مي كند . اين ها جزو موانع كار است .  ... ايام استعداد كشي است ...
اينجا مردم عادت نكرده اند كه كار جمعي بكنند ، به خصوص در موسيقي . به جاي اينكه با هم باشند ، مضراب هايشان را روي هم مي كشند ! ...
خيلي ها به من گفتند و نياز به اين مساله هم احساس مي شود ،  ولي حسادت ها و رقابت ها آن قدر شديد است كه اگر كسي بخواهد اين ها را حل كند ، بايد كار و زندگي خود را كنار بگذارد و به اين ها بپردازد . من با اين مشكلات نمي توانم ... *

تصوير آلبوم زمستان است - آواز شجريان - موسيقي : عليزاده - كلهر و همايون شجرياناگر مباحث مربوط به موسيقي ملي ايران را در روزنامه ها و مجلات دنبال بكنيد ، و از علاقه منداني باشيد كه هميشه پيگير اخبار اساتيد و آثار هستند ، حتما از جنگ شرم آور و تفرقه كشنده اي كه ميان اهالي اين موسيقي هست با خبريد . به راستي چرا ؟ چه لزومي دارد ؟

برای مطالعه کامل ، روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 21:4  توسط امیر  | 
آدرس جدید سایت شرکت فرهنگی هنری دل آواز :

http://www.DelAwaz.ir

البته مانند قديم هنوز بسياري از قسمت هاي اين سايت كامل نيست ، اما اينطور كه پيداست سايت اسپانسر جديد پيدا كرده است و اميدواريم به زودي به سايتي در خور شان استاد محمدرضا شجريان تبديل شود . جهت اطلاع بايد عرض كنم كه سايت پيشين اين شركت بعد از برگزاري كنسرت سال پيش استاد شجريان ، به شكلي غير فعال و غير به روز به فعاليت ادامه مي داد كه اميدواريم اين نشاني جديد نويد سايتي بهتر و پوياتر باشد .

***

براي روح مرحوم پوپك گلدره ،
و خانواده اش ،
كه مي دانم به خنده هاي ما با حسرت مي نگرند...

مرحوم پوپك گلدره


بي مرغ ، آشيانه چه خالي است ...
خالي تر آشيانه مرغي ،
كز جفت خود جداست ...

آه ، اي كبوتران سپيد شكسته بال
اينك به آشيانه ديرين خوش آمديد !

اما دلم به غارت رفتست
با آن كبوتران كه پريدند ...
با آن كبوتران كه دريغا ،
هرگز به خانه بر نگشتند ...

هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سايه)
كتاب يادگار خون سرو

مرحوم پوپك گلدره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 0:17  توسط امیر  | 
كليه حقوق اين اثر ... كشك است !

- كليه حقوق اين اثر ، طبق مجوز شماره ... از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و ثبت شماره ... در كتابخانه ملي ايران متعلق است به شركت فرهنگي هنري ...
- كليه حقوق مادي و معنوي اين اثر متعلق است به شركت ... متخلفان تحت پيگرد قانوني قرار مي گيرند.
- با رعايت اصول اخلاقي از كپي ناجوانمردانه بپرهيزيم و به رشد و اعتلاي هنر كمك كنيم .
- كليه حقوق محفوظ است و هر گونه كپي برداري و باز انتشار به اشكال مختلف ممنوع است و پيگرد قانوني دارد .
و قص علي هذه !

به طور قطع تا كنون بارها و بارها جملاتي نظير جملات بالا را بر روي جلد نوارها و سي دي هايبه تماشاي آب هاي سپيد ... حسين عليزاده و ژيوان گاسپاريان موسيقي  ،  پشت جلد  و  صفحه  اول  كتاب ها ،  نوارهاي  ويديويي و  ... ديده ايد .  قانون  كپي  رايت ( CopyRight ) كه با جمله معروف " كليه حقوق محفوظ است All Rights Reserved " آن را مي شناسيم در اكثريت قريب به اتفاق كشورهاي دنيا كاملا تصويب و نهادينه شده است و سالهاست كه به شدت اجرا مي شود . مطابق اين قانون وقتي اثري هنري ( يا به هر اثر فكري ديگر ) به بازار ارائه مي شود حقوق مادي و معنوي آن متعلق به پديدآورنده آن است . يعني تهيه كپي از آن اثر ، يا به هر ترتيب استفاده هاي گوناگون ديگري كه به نوعي از همه يا بخشي از آن اثر يا حتي نام آن ، و حتي تصوير و طرح آن استفاده كند ، مستلزم كسب اجازه نامه از صاحب اثر است . اين قانون در كشورهاي ديگر همواره يكي از چالش هاي اساسي هنرمندان عرصه هاي مختلف با سودجويان است . تا آنجا كه فرمت MP3 كه در كشور ما يكي از فرمت هاي  رايج و دوست داشتني است در كشورهاي داراي كپي رايت فرمتي ناپسند و ناجوانمردانه محسوب مي شود چرا كه اجازه عرضه كارنامه هنري يك هنرمند را در تمام عمر هنري اش برروي يك سي دي عرضه را مي دهد . اين قانون تا آنجا پيش مي رود كه حتي براي استفاده از بخشي از يك موسيقي در يك كليپ يا فيلم سينمايي ، حتي استفاده از موزيك بي كلام آن اثر ، بايد اجازه نامه تهيه كرد .

برای متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 18:19  توسط امیر  | 

اين كه ما تا سپيده سخن از گل هاي بنفشه بگوييم
شب هاي رفته را بياد بيآوريم
آرام و با پچ پچ براي يك ديگر از طعم كهن مرگ بگوييم
همه ي هفته در خانه را ببنديم
براي يك ديگر اعتراف كنيم
كه در جواني كسي را دوست داشته ايم

شعر از احمدرضا احمدي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 1:30  توسط امیر  | 

مطلبی که در زیر می خوانید ، نوشته روزنامه شرق است در تاریخ چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۲ ، یعنی چندین روز پس از اینکه استاد شجریان کنسرت همنوا با بم را برگزار کردند ( زلزله بم در ساعت ۵ صبح روز جمعه ۵ دی ۱۳۸۲ رخ داد ) ... و پس از اين مطلب ، جوابيه وزارت كشور كه در تاريخ ۶ بهمن ۱۳۸۲ به روزنامه ارسال شده است ...

قضاوت با خود شماست ...

مطالعه  این مطلب کمک خواهد  کرد تا بهتر  بفهمیم وقتی  استاد  می گویند که در ایران کنسرت برگزار نمی کنند یا لا اقل توان و قدرت برگزاری کنسرت در ایران را ندارند ، واقعا حرفشان به چه معناست ...
وقتی کسانی برای نام شجریان هیچ اعتباری قایل نبوده اند ... بگذریم ... مطلب را بخوانید :


عکس از روزنامه شرق می باشد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 9:27  توسط امیر  | 

آرام بخواب ... همه چيز براي هميشه تمام شد
تصوير مربوط به جنايات امروز اسراييل در روستاي قانا است .

اعلاميه جهاني حقوق بشر :
فقط جهت يادآوري !

ماده يك )
تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند . همه داراي عقل و وجدان هستند و بايد نسبت به يكديگر با روح برادري رفتار كنند.

ماده دو)
هر كس مي تواند بدون هيچونه تمايز خصوصا از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت ، وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت يا هر موقعيت ديگر ، از تمام حقوق و كليه آزادي هايي كه در اعلامه ذكر گرديده است بهره مند شود . به علاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي ، اداري و قضايي يا بين المللي كشور يا سرزميني باشد كه شخص به آ‌ن تعلق دارد .

ماده سه)
هر كس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد .

ماده پنج)
هيچ كس را نمي توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه و يا بر خلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد .

...

ماده سي)
هيچ يك از مقررات اين اعلاميه نبايد طوري تفسير شود كه متضمن حقي براي دولتي يا جمعيتي يا فردي باشد كه به موجب آن بتواند هر يك از حقوق و آزادي هاي مندرج در اعلاميه را از بين ببرد و يا در آن راه فعاليتي بنمايد .

***

خيلي فكر كردم كه چه بنويسم ... براي شما كه دفعه پيش از دستم دلخور شديد كه چرا وبلاگ موسيقي را جنگي كردم و ... براي شما كه دلخور شديد كه دو ساعت به اينترنت مي آييد كه فراموش كنيد و چرا من دوباره يادتان انداختم و ... براي اين جنايت عجيب اسراييل دنبال بهانه بودم كه بتوانم بار ديگر مطلب بنويسم ...
كه ديدم شاعر عزيز ... هر چه در دل من بود و مي خواستم بگويم را سال ها پيش سروده است ... پس من ديگر هيچ نمي گويم :


 

 

 

 

 

ديرست گاليا
در گوش من فسانه دلدادگي مخوان
ديگر ز من ترانه شوريدگي مخواه
ديرست گاليا ! به ره افتاد كاروان

عشق من و تو ؟ ... آه
اين هم حكايتي است.
اما در اين زمانه كه درمانده هر كسي
از بهر نان شب ،
ديگر براي عشق و حكايت مجال نيست.

شاد و شكفته در شب جشن تولدت
تو بيست شمع خواهي افروخت تابناك
امشب ولي هزار دختر همسال تو
خوابيده اند گرسنه و لخت ، روي خاك

زيباست رقص و ناز سرانگشت هاي تو
بر پرده هاي ساز
اما هزار دختر بافنده اين زمان
با چرك و خون زخم سرانگشتهايشان
جان مي كنند در قفس تنگ كارگاه
از بهر دستمزد حقيري كه بيش از آن
پرتاب مي كني تو به دامان يك گدا.

... اينجا به خاك خفته هزار آرزوي پاك
اينجا به باد رفته هزار آتش جوان
دست هزار كودك شيرين بي گناه
چشم هزار دختر بيمار ناتوان

ديرست گاليا !
هنگام بوسه و غزل عاشقانه نيست .

هر چيز رنگ آتش و خون دارد اين زمان
هنگامه رهايي لب ها و دست هاست
عصيان زندگي است .

هوشنگ ابتهاج ( ه.ا.سايه )
بخشي از شعر كاروان ، از كتاب شبگير
تهران ، اسفند 1331

ياد آوري :
ممكن است من هم مثل شما موضع ديگري درباره اين جنگ داشته باشم ... اما شما را به خدا بس كنيد ... در برابر كشتار كودكاني كه در خواب شبانگاهي بوده اند ، آن هم با هواپيماي جت جنگنده ... چرا چيزي نگويم ؟ من هم مي دانم كه كشور خود ما كاستي زياد دارد و از اين دست تلخي ها در تاريخش زياد است ... دليل مي شود ؟؟؟ كشتار انسان ، حال هر كس كه باشد ، به دست هر كسي كه باشد ، چيز نفرت انگيزي است ... بگذاريد بگويم .
دوباره زود به عالم موسيقي بر مي گرديم ... اشكال نداريد كمي آدم تر باشيم !‌!!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 12:13  توسط امیر  | 

كيوان ساكت

 

  پرونده سازی برای :

                                کیوان ساکت

                   موسیقی دان و آهنگساز معاصر
                       نوازنده تار و سه تار و مولف

 

               

 

 

شامل این مباحث :

معرفي شيوه نوازندگي و نوآوري ها
1) تكنيك نوازندگي
2) نواختن آثار كلاسيك جهان
3) كتاب هاي تمرين
4)آهنگسازي :
 شخصيت و ديدگاه در مورد هنر
آثار صوتي 
آثار مكتوب
دانلود کنید و بشنوید 

( روی ادامه مطلب کلیک کنید )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:46  توسط امیر  | 


دريافت كنيد : تصنیف رزم مشترک

***

آْلبوم چاووش ، شماره هفت
صاحب امتياز اثر : كانون فرهنگي و هنري چاووش

صداي استاد محمدرضا شجريان
موسيقي استاد پرويز مشكاتيان
شعر برزين آذرمهر

اجراي موسيقي توسط گروه عارف ، شامل : حسين عليزاده ، پرويز مشكاتيان ، جمشيد عندليبي ، محمد فيروزي ، ناصر فرهنگفر ، فرخ مظاهري ، اردشير كامكار

***

متن شعر :

همراه شو عزيز ، همراه شو عزيز ،
تنها نمان به درد ،
كين درد مشترك ،
هرگز جدا جدا ، درمان نمي شود

دشوار زندگي ، هرگز براي ما
دشوار زندگي ، هرگز براي ما
بي رزم مشترك ، آسان نمي شود

تنها نمان به درد ،
همراه شو عزيز ، همراه شو ، همراه شو ، همراه شو عزيز ،
همرا ه شو عزيز ،
تنها نمان به درد ،
كين درد مشترك ، هرگز جدا جدا ، درمان نمي شود .

***

 

پرويز مشكاتيانپرويز مشكايتان ، بي شك يكي از گنج هاي گرانبهاي موسيقي ايراني بوده و هست كه نبوغ سرشاري در آهنگسازي دارد . به جرات مي توان گفت كه مشكاتيان در طول سالهاي فعاليت خود ، زيباترين تصنيف ها را به موسيقي ايراني اضافه كرده است . گرچه مشكاتيان را پيش از هر چيز با سنتور مي شناسند ، و استادي در نوازندگي و بداهه نوازي ، اما به عقيده من شاهكار اصلي مشكاتيان در آهنگسازي است .
البته همه مي دانيم كه پيش از او نيز تصنيف ها بسيار بودند . و چه بسيار تصنيف هاي ماندگار كه مربوط به پرويز مشكاتيان نيستند .

اما استادان عصر جديد موسيقي ايراني چون پرويز مشكاتيان و حسين عليزاده ، روحي تازه بر پيكره تصنيف سازي دميدند . تصنيف هاي مشكاتيان پر از خلاقيت هستند . ملودي بسيار خلاق و پويا است و مرتبا ريتم و چرخش هاي خود را عوض مي كند . اكثر علاقه مندان موسيقي ايراني تصنيف هاي زيادي شنيده اند و در حافظه شنيداري خود ثبت دارند ، بايد اعتراف كرد كه بسياري از تصنيف ها هستند كه تكرار فرم هاي قبل از خود مي باشند و بسياري تصنيف سازان مي باشند كه در واقع به فرمي يكنواخت و ثابت رسيده اند . مقدمه اي كمي تند تر از آغاز كلام ، معمولا دو چهار يا چهار چهار ، مضراب هاي پيوسته و تكراري ، سپس آغاز كلام خواننده ، افت ريتم ، كاهش سرعت قطعه و معمولا ادامه با ضرب هاي سه تايي و ضرب هاي سنگين . حسين عليزاده ، پرويز مشكاتيان ، كيوان ساكت و ديگر معاصران موسيقي شناس ، كه در تكاپوي برخورد شرق و غرب زيست كرده و نفس كشيده اند ، در پي تبديل موسيقي بي قاعده و شنيداري ،‌ به موسيقي علمي و مكتوب ، به رشد ملودي بسيار كمك كردند . البته پيشگامان اوليه را منصفانه تر است كه علي نقي خان وزيري و روح الله خالقي و صبا ( با آن قطعات دشوارشان ) بايد بدانيم .

به هر روي مشكاتيان واقعا تصنيف هايي زيبا و فني مي سازد . نمونه بهترين ساخته هاي او را مي توان در آلبومهاي  بيداد (‌ آواز استاد محمدرضا شجريان ) ، نوا ( آواز استاد محمدرضا شجريان ) ، دستان ( آواز استاد محمدرضا شجريان ) ،  آستان جانان ( آواز استاد محمدرضا شجريان ) ، مقام صبر ( آواز عليرضا افتخاري ) و ... شنيد . البته آلبوم دود عود ( آواز استاد محمدرضا شجريان ) نيز نمونه شاخص آهنگسازي اوست ، با آن قطعه معروف كه به عنوان پاي ثابت جشن چهره هاي ماندگار سيما نيز همه ساله پخش مي شود .  مشكاتيان با استادي از تمام اركان موسيقي استفاده مي كند . با نت ها به زيبايي كلنجار مي رود و سكون و يكنواختي را اصلا حذف مي كند . ملودي بالا مي رود ، پايين مي رود ، ضد ضرب مي خورد ، سكوت مي گيرد ، سرعت عوض مي شود ، ريتم تغيير مي كند ... و در نهايت شعر به زيبايي با موسيقي تلفيق مي گردد. جالب اينجاست كه مشكاتيان هم با شيوه اركسترال و تنظيم هاي گروهي كار كرده است ، و هم خودش تنها سنتور زده و استاد شجريان خوانده است .

" رزم مشترك " تصنيفي كوتاه است كه پرويز مشكاتيان آن را ساخته و البته گروه عارف نيز به زيبايي اجرا كرده است . اين تصنيف گرچه كوتاه است اما به نظر من نمونه خوبي از آهنگسازي مشكاتيان است . به دقت كه گوش كنيد به تفاوت هاي آن با تصنيف هاي ضعيف تر پي مي بريد . در اين تصنيف ،‌ شيوه خواندن خواننده و ارائه شعر كاملا نو است و از حالت خشك و سفت و سخت تصنيف هاي سنتي خبري نيست . محمدرضا شجريان با انعطاف مي خواند و ... خودتان بشنويد و قضاوت كنيد . صد البته كه نقش استاد محمدرضا شجريان نيز مثل هميشه پر رنگ و غيرقابل انكار است .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 0:10  توسط امیر  | 

دختران اسراييلي در حال نوشتن يادگاري روي موشك ها براي كودكاني كه قرار است هدف قرار بگيرند

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیــداد ظــالـــمـــان شــــما نیز بگذرد


این نوبت از کسان به ناکسان شما رسید
نوبــــت ز نــاکــــسان شمـــا نیز بــگـــــذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هـــــم بر پـیادگان شـــما نــیز بگــذرد

سیف فرغانی

مي گوييد چه كنم ؟ مي دانم مي دانم ... بايد وبلاگ را به روز كرد . پيشنهاداتي هم داده ايد كه ، راستش واقعا جالب هستند .
ترانه بنويسم ؟ تصنيف به همراه نت ؟ در مورد آثار جديد در حوزه موسيقي ايراني بنويسم ؟ در مورد هنرمندان ؟ مي دانم ...

شما به اينجا نيامده ايد كه اين حرف ها را بخوانيد ...
اما باور كنيد ، به اين راحتي دستم نمي رود كه از موسيقي بنويسم . مگر اينكه آن موسيقي ، موسيقي مرگ باشد . گويا فعلا بهترين موسيقي است كه در جهان توسط بهترين نوازندگان در حال نواختن است . موسيقي مرگ ... نه مرگ انسان ، كه مرگ انسانيت . مرگ انسان بودن !

ببخشيد كه سرتان را دردآوردم . يادمان باشد ، اكنون كه پشت كامپيوتر خود نشسته ايم ، به مانيتور هفده اينچ فلترون خود مي نازيم ، از سرعت اتصال اينترنت خود كيفور هستيم ، و داريم خودمان را مي كشيم كه مبادا دوستاني كه در ياهو مسنجر جمع كرده ايم از دستمان ناراحت نشوند ... اكنون كه در روياي شيرينمان به اين فكر مي كنيم كه كدامين رنگ به رنگ پوستمان بيشتر مي خورد ... و شلوار كوتاهش شيك تر است يا بلندش ... درست همين الان كه تلفن مي زني تا پيتزا بياورند دم در منزل ... و درست همين حالا كه به موهايت دست كشيدي و تصميم گرفتي فردا آلماني كوتاهشان كني ... درست همين حالا كه در دلت به خدا ، و پدر و مادرت فحش و بد و بيراه گفتي ... كمي آنسو تر ، كمي ... انسان هايي هستند كه جاي اشك خون گريه مي كنند ... بياييد بي اينكه به درستي و غلطي ماجرا فكر كنيم ، بي اينكه فكر كنيم حق آنها هست يا نيست ، بي اينكه بخواهيم مثل سياستمداران سينه را جلو بدهيم و از ديدن ميكروفن و دوربين كاملا دست و پاي خود را گم كنيم و داد سخن بدهيم ، انصاف بدهيم ، كه مرگ يك كودك ، يك انسان كوچك كه هنوز معني مادر و پدر را هم نمي فهمد ، چه رسد به بدي و گناه ، واقعا غصه دارد ... بي اينكه فكر كنيم فيلسوفان سياست و دنياشناسان دانشگاه رفته در اين مورد چه مي گويند ...

اين مطلب زياد روي صفحه نمي ماند ، به زودي دوباره شما را به جهان موسيقي خواهم برد .
پايان !

چيز خاصي نيست ... صرفا هدف گلوله بوده است

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 19:36  توسط امیر  | 
مطالب گذشته . . .